استارتاپ چیست؟ مقدمه‌ای بر این واژه و مفهوم اصلی آن

استارتاپ چیست؟ مقدمه‌ای بر این واژه و مفهوم اصلی آن

استارتاپ واژه‌ای است که در رابطه با آن دائما می‌شنویم. اوبر (Uber)، اسپیس ایکس (SpaceX) و لیفت (Lyft) از جمله کسب و کارهایی هستند که به عنوان یک استارتاپ موفق در دنیا آن‌ها را می‌شناسند. در این مطلب سعی بر آن است که به معرفی این واژه پرداخته و سپس مفهوم آن را در رابطه با یک تجارت بالقوه زیر ذره‌بین قرار دهیم.

تعریف اولیه واژه استارتاپ کمی گمراه‌کننده است. ولی به بیان ساده، استارتاپ‌ها در واقع کسب و کار و یا تجارتی نوپا هستند که سعی دارند محصول و یا خدمتی با شانس موفقیت بالا را به بازار ارائه نمایند. طرح اصلی یک استارتاپ ممکن است از سوی یک فرد مستقل، یک زوج، گروهی از دوستان و یا همکلاسیان ارائه گردد. امروزه با توجه به رشد و پیشرفت قابل توجه دنیای علم و فناوری، مفهوم تازه‌ای تحت عنوان بومیان دیجیتال (Digital Natives) شکل گرفته که عمده ایده‌پردازان استارتاپ‌ها از جمع همین افراد متولد شده و تحول دیجیتال را در حوزه کسب‌وکار تجلی می‌بخشند.

«بومی دیجیتال» و یا «دیجیتال مادرزاد» اصطلاحی است که مارک پرنسکی (Mark Prensky) برای اولین بار آن را در سال ۲۰۰۱ مطرح ساخت. این اصطلاح، به توصیف نسلی از افراد می‌پردازد که در عصر گسترش همه‌جانبه کاربرد فناوری و علوم پیشرفته رایانه، اینترنت و … پا به دنیا گذاشته‌اند. بومیان دیجیتالی از همان سنین کم، توانایی برقراری ارتباط با فناوری و رایانه را داشته و این تجهیزات را به عنوان یک بخش جذایی‌ناپذیر از زندگی خود می‌بینند. امروزه بسیاری از نوجوانان و کودکان، به عنوان بومیان دیجیتالی در نظر گرفته می‌شوند؛ زیرا که عمدتا از همان سنین ابتدایی قادرند با رایانه، اینترنت و اسمارت‌فون‌ها ارتباط برقرار کنند. بومیان دیجیتالی، نقشی مهم و کلیدی در طرح و راه‌اندازی استارتاپ‌های نوپا دارند؛ زیرا که عمده فعالان این عرصه را بومیان دیجیتال تشکیل می‌دهند. تا جایی که بسیاری از کارشناسان، صاحبان و یا ایده‌پردازان استارتاپ‌ها را به عنوان عاملی جهت تعریف مفهوم دیجیتال نیتیو و یا بومیان دیجیتال به شمار می‌آورند.

با این تعریف اولیه، کافی‌ست نگاهی به اطراف خود بیندازید. محصولات و یا خدماتی که در مجاورت شما قرار دارند، چرا آنجا هستند؟ خوب؛ به این دلیل که آن‌ها یا مشکلی را رفع می‌کنند و یا اینکه نیازی که پیش‌تر تجربه کرده‌اید را برطرف ساخته‌اند. اینگونه است که همه اختراعات و مشاغل نوپا – از یک مشکل یا نیاز – متولد می‌شوند. ابداع برق، تلفن، اینترنت و یا حتی پی‌پل (PayPal) و فیسبوک (Facebook) از جمله مواردی هستند که به عنوان اختراعات و یا استارتاپ‌های موفق می‌توان به آن‌ها اشاره کرد.

استارتاپ (Startup) چیست؟

استارتاپ چیست؟ مقدمه‌ای بر این واژه و مفهوم اصلی آن

استارتاپ‌ها منبع حیات اقتصاد و نوآوری انسان در سراسر دنیا هستند. آن‌ها قادرند مشاغل، محصولات و خدمات جدید را خلق کنند و به بسیاری از رویاها جامه عمل بپوشانند. استارتاپ‌ها عمدتا توسط کارآفرینانی اداره می‌شوند که سعی دارند با همت و تلاش، ایده‌های جدید را به زندگی بیاورند. پل گراهام (Paul Graham)، دانشمند علوم رایانه و مقاله‌نویس اهل انگلستان در رابطه با استارتاپ‌ها می‌گوید:

استارتاپ، به کسب و کاری گفته می‌شود که برای رشد سریع طراحی شده است.

استارتاپ یا کسب و کار کوچک؟ مسئله این است!

آیا یک استارتاپ را می‌توان به عنوان کسب و کاری در مقیاس کوچک قلمداد کرد؟ این سوالی است که بسیاری از افراد در ابتدای آشنایی با این واژه با آن رو به رو هستند. پاسخ این سوال “خیر” است. یک استارتاپ و یک تجارت کوچک، دو قطب کاملا مخالف در طرفین پل هستند. از جمله عواملی که این دو را از هم تفکیک می‌کند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

رشد

رشد، اصطلاحی است که هم استارتاپ و هم کسب و کار کوچک را شامل می‌شود. استارتاپ‌ها روی رشد واقعی متمرکز شده و هیچ محدودیتی از لحاظ جغرافیا، منطقه زمانی، چرخه خواب و … را نمی‌توان برای آن قائل شد. این بدان معناست که برای یک استارتاپ، تجارت دائما در حال رشد و پیشرفت خواهد بود و این واقعیت هیچ ارتباطی به وضعیت شبانه‌روز، خواب یا بیدار بودن صاحبان و یا حتی موقعیت مکانلی آن‌ها ندارد. در واقع هیچ چیز نمی‌تواند منجر به توقف رشد استارتاپ‌ها شود.

ولی در مشاغل کوچک، زمان، مکان و … نقشی اساسی در عملکرد آن‌ها دارد. اگر یک مغازه نساجی کوچک در محل زندگی شما باز شود، این کسب و کار تا زمانی آماده خدمت‌رسانی به مشتریان است که مراجعه‌کننده‌ای در آن محل حاضر باشد. مشتریان این مغازه، محدود به همسایگی ساکنین این محل هستند و به طور کلی خدمت‌رسانی آن تنها در ساعات مشخصی از روز انجام می‌گیرد. رشد کسب و کارهای کوچک در قیاس با استارتاپ‌ها، بسیار کم و تدریجی است.

منابع مالی

استارتاپ‌ها به سرمایه‌گذاران و یا شرکت‌های سرمایه‌گذاری وابسته هستند که با در نظر گرفتن پتانسیل رشد استارتاپ‌ها، منابع مالی خود را بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. این در حالی است که مشاغل کوچک، عمدتا به کمک وام و یا کمک مالی از سوی بانک‌ها تامین می‌شوند. مورد مذکور در واقع مزیتی است که استارتاپ‌ها در مقابل تجارت‌های کوچک دارد: از آنجا که سرمایه‌گذاران ریسک بیشتری را در تامین بودجه کرده‌اند، برای دیدن روند پیشرفت و ارائه ایده‌های تازه به طور دائم بر روی استارتاپ‌ها نظارت دارند. از سوی دیگر، افرادی که مشاغل کوچک را راه‌اندازی کرده‌اند، تنها یک مرتبه آن هم به طور ماهانه گزارش مربوط به پیشرفت خود را به بانک ارائه می‌کنند؛ در حالی که به طور کامل از استراتژی تجاری مذکور برای بهبود کسب و کار خود بی‌بهره هستند.

استراتژی خروج

استارتاپ‌هایی که توسط شرکت‌های سرمایه‌گذاری منابع مالی مورد نیاز خودرا تامین می‌کنند، از همان زمان راه‌اندازی شرکت خود به استراتژی خروج نیاز دارند. علت ماجرا از این قرار است که پول سرمایه‌گذاری شده توسط رکت و یا شخص سرمایه‌گذار، لازم است که مطابق با سیاست‌های بازگشت سرمایه (ROI) به وی بازگردانده شود. نابراین زمانی که یک استارتاپ عملکرد مثبتی را در بازار از خود نشان دهد، سهام آن قابل فروش و سود قابل توجهی به دست خواهد آمد.

این در حالی است که مشاغل کوچک، بدون برنامه‌ریزی برای خروج برنامه‌های خود را به انجام می‌رساند. عمده اینگونه تجارت‌ها، در ماه‌ها و سال‌های اولیه فاقد هرگونه استراتژی خروج هستند که در بسیاری از موارد، شکست تجاری اینگونه کسب و کارها ضرر و زیان زیادی را برای صاحبین آن به همراه داشته است.

متخصص استقرار سیستم‌های هوشمند کسب‌و‌کار و یکپارچه‌سازی فرایندها، کارشناس ارشد تست و تضمین کیفیت نرم افزار، متخصص طراحی و پیاده سازی محیط کار دیجیتال

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

Site Footer