حل کردن یک مشکل واقعی؛ اولین قدم در راه اندازی استارتاپ

حل کردن یک مشکل واقعی؛ اولین قدم در راه اندازی استارتاپ

یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی که هر کارآفرینی ممکن است مرتکب آن شود، کشف «راهکار» قبل از «مشکل» است. شاید فکر کنید که یک ایده انقلابی را در ذهن پرورانده‌ و آماده راه اندازی استارتاپ خود هستید. ولی آیا به اندازه کافی در رابطه با شانس موفقیت‌آمیز بودن آن تحقیق کرده‌اید؟ پرسش مهم این است که آیا اصلا برای ایده مذکور، «نیاز»ی در بازار وجود دارد؟ اگر هنوز در رابطه با پاسخ به این سوال مردد هستید، بهتر است که زمان و سرمایه خود را هدر نکنید! قدم اول در راه اندازی استارتاپ ، حل کردن یک مشکل واقعی است؛ زیرا که این مشکل، اساس کسب و کار شما را تشکیل خواهد داد.

«مشکل»؛ کلمه‌ای که مسئول غم و اندوه میلیاردها انسان در سراسر دنیاست. مشکلات می‌توانند ما را از بین ببرند؛ اما در صورت ایستادگی برابر آن، عاملی برای قوی‌تر شدن ما خواهند بود. همه ما در طول عمر خود با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنیم؛ این یک واقعیت است. حتی کودک شیرخواره‌ای که احساس گرسنگی می‌کند، برای طرح این «مشکل» راهکار «گریه کردن» را به خوبی می‌شناسد.

برای یک کارآفرین، ایده کسب و کار در لحظه برخورد با مشکلات و توانایی او در حل آن‌ها شکل می‌گیرد. به بیان ساده‌تر، موفق‌ترین کارآفرینان تاریخ و کارآفرینانی که در حال حاضر آنان را می‌شناسیم، کسانی هستند که مشکلات عظیمی را که با آن روبرو شده‌اند را حل کرده و همچنان هم به این کار ادامه می‌دهند. به همین دلیل، هر کارآفرینی که مایل به موفقیت باشد، لازم است که مهارت «حل مسئله» را در خود تقویت نماید. اساسا کارآفرینی به معنای حل کردن مشکلات و چالش‌ها است. ایجاد یک استارتاپ، شکل دادن به یک ایده و یا مدیریت کسب‌و‌کارها، تماما رابطه مستقیمی با مهارت حل مسئله (مشکل) دارند.

از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید ایده شغلی خود را عملی سازید تا لحظه‌ای که به اولین مشتری خدمت‌رسانی می‌کنید، با هزاران مشکل مختلف روبه‌رو خواهید شد. برخی از این مشکلات، نیاز به راهکارهای قدیمی دارند؛ در حالی که برخی دیگر به گونه‌ای هستند که برای حل آن‌ها باید توانایی «خلق راهکار» داشته باشید.

شناسایی مشکل واقعی در راه اندازی استارتاپ ؛ مسئله این است!

حل کردن یک مشکل واقعی؛ اولین قدم در راه اندازی استارتاپ

بارها پیش آمده که یک تیم مستعد و قوی با شناسایی یک مشکل اشتباه، در پی حل آن برآمده و در نهایت هم با شکست مواجه می‌شود؛ زیرا که احتمالا مشکل مذکور بنابر دلایلی همچون فرهنگ، سنت و یا حتی سهولت، نیازی به حل شدن نداشته باشد. بر همین اساس لازم است که در همان قدم اول، مشکل واقعی را به درستی شناسایی کنید. اگر مشکل به درستی انتخاب نشود، دست‌یابی به یک راه‌حل دائم غیرممکن خواهد بود. برای مثال این احتمال وجود دارد که مشکل مذکور به طور کامل حل نشود و یا اینکه به دلیل موقتی بودن، بارها و بارها نیاز به حل داشته باشد.

در آخر این نکته را هم به خاطر داشته باشید: مشکلی را انتخاب کنید که به شکل فعالانه‌ای برای حل آن مشتاق و بهترین شخص برای انجام این کار هستید!

از کجا بدانیم که مشکل انتخابی، بهترین گزینه ممکن است؟

استارتاپ‌ها همواره باید به جای تمرکز بر مشکلات ثانویه، به دنبال عامل اصلی به وجود آمدن مشکل باشند. این روش به آنان اجازه می‌دهد تا بتوانند مفیدترین محصول و یا خدمت را برای عرضه به بازار آماده کنند و حتی در یک بازار اشباع‌شده هم توان رقابت با دیگر کسب و کارها را داشته باشند.

در زیر، به دو روش مختلف برای تشخیص اینکه مشکل انتخابی شما بهترین است اشاره خواهیم کرد:

آیا شما در حال ارائه محصول و یا خدمتی هستید که زندگی مشتریان را آسان‌تر می‌کند؟
این نخستین سوالی است که پس از انتخاب مشکل باید به آن پاسخ دهید. شما در حال ساخت یک محصول و یا ارائه خدمتی هستید که مشتریان‌تان از امکان استفاده از آن محروم بوده‌اند. شما به خوبی مشتریان بالقوه کسب و کار آینده خود را می‌شناسید، بنابراین به خوبی می‌دانید که سعی در انجام چه کاری دارند و یا اینکه مشکلات احتمالی در مسیر آنان چه مواردی خواهد بود. بنابراین، آیا محصول مورد نظر شما قادر است سبک شغل یا زندگی آنان را آسان‌تر کند؟

آیا شما این کار را بهتر از دیگر رقبا انجام خواهید داد؟
رقبای کنونی خود در بازار را شناسایی کنید. آیا ایده‌ای که در سر دارید، می‌تواند خدمت مورد انتظار مشتریان را بهتر از رقبای موجود برای آن‌ها فراهم آورد؟ از آنجا که شما زاویه منحصر به فردی از وضعیت مشتریان دارید، اکنون بهترین زمان برای شناسایی مشکل و حل ریشه‌ای آن‌هاست.

مقایسه: تفاوت بین استارتاپ موفق و شکست خورده

دراپ‌باکس (Dropbox)

دراپ‌باکس نام یک سرویس شناخته شده ابری است که در سال ۲۰۰۷ توسط درو هیوستون (Drew Houston) و آرش فردوسی (Arash Ferdowsi) راه‌اندازی شد. مدت کوتاهی بعد، این ایده از سوی شرکت Y Combinator مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفت.

هیوستون، ساخت دراپ‌باکس را در سال ۲۰۰۶ آغاز کرد. ایده اصلی این سرویس زمانی شکل گرفت که او در مسیر بوستون (Boston) به نیویورک (New York)، تصمیم گرفت برخی از کارهای خود بر روی لپ‌ تاپ را به انجام برساند. مشکل اینجا بود که هیوستون، حافظه فلش مموری خود را در اتوبوس به همراه نداشت و همین اتفاق، جرقه‌ای شد برای ساخت سرویس ابری که به واسطه آن، دسترسی به فایل‌ها با سهولت و انعطاف بیشتری امکان‌پذیر باشد. او در رابطه با لحظه کشف این مشکل واقعی گفته است:

در آن لحظه، هیچ راهی برای دسترسی به فایل‌ها وجود نداشت. پس از کمی فکر کردن، به این نتیجه رسیدم که تا چه زمان باید با چنین مشکلی دست و پنجه نرم کرد؟ من هرگز دوست ندارم این اتفاق دوباره برایم رخ دهد!

درو هیوستون / موسس دراپ‌باکس

مشکلی که هیوستون با آن رو به رو شد، بسیار واضح بود: او تنها و تنها حافظه فلش مموری خود را به همراه نداشت. ولی هنوز هم نیاز داشت که از طریقی بتواند به فایل‌ها و اسناد دیجیتالی خود دسترسی داشته و با آن‌ها کار کند. راه‌حل او، راه اندازی استارتاپ جدیدی است که امروزه همه ما با آن آشنایی داریم. فضای ابری دراپ‌باکس، برای ما امکانی را فراهم کرد که بتوانیم فایل‌های خود را بر روی سرورها آپلود و از آن به بعد از طریق هر دستگاهی به اطلاعات خود دسترسی داشته باشیم. بنابراین دیگر هیچ مشکلی نظیر گم کردن حافظه فلش و یا اتفاقاتی همچون حذف تصادفی فایل‌ها، آسیب دیدن سخت افزار رایانه و … هم منجر به از بین رفتن اطلاعات ما نخواهد شد.

Pets.com

در چند سال آخر دهه ۹۰ میلادی و طی دورانی تحت عنوان حباب دات-کام (Dot-com Bubble)، چندین شرکت نام خود را مطرح ساختند که یکی از آن‌ها Pets.com بود. این شرکت، از سال ۱۹۹۸، به عنوان یک فروشگاه اینترنتی فروش لوازم حیوانات خانگی فعالیت خود را آغاز کرد. سرمایه اولیه پس از راه اندازی استارتاپ مذکور، چیزی در حدود ۳۰۰ میلیون دلار بود که در آن زمان با دارا بودن تعداد ۳۰۰ کارمند در دوران اوج خود قرار داشت. مشکل اساسی که Pets.com با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، نبودن مشتری بود!

علیرغم هزینه تبلیغات سنگین ۱۱ میلیون دلاری در اولین دوره مالی و تلاش برای جلب توجه رسانه‌ها، این شرکت در سال ۲۰۰۰ و تنها به یک دلیل ساده منحل شد: نبود مشتری!

بدون مشتری، هیچ کسب و کاری قادر به ادامه دادن نیست. از سمت دیگر، تا زمانی که «مشکل واقعی» تشخیص داده نشده باشد، مشتری هم قابل جذب نیست. هرچند که بر روی کاغذ، امکان سفارش دادن لوازم مورد نیاز حیوانات خانگی ایده جالبی به نظر می‌رسد، اما واقعیت امر این است که در آن دوران چنین چیزی یک نیاز واقعی به شمار نمی‌رفت.

در نهایت پس از صرف سرمایه‌ای مشابه با سرمایه آغازین دراپ‌باکس، شرکت Pets.com به لحاظ اقتصادی با شکست مواجه شد.

موفقیت یا شکست افراد کارآفرین در راه اندازی استارتاپ ها، با شناسایی و حل مشکلات واقعی تعیین می‌شود.

شما برای یافتن استارتاپ مدنظر خود، چه سوالاتی را برای کشف یک «مشکل واقعی» از خود پرسیده‌اید؟ لطفا نظرات خود را در همین بخش با ما به اشتراک بگذارید.

متخصص استقرار سیستم‌های هوشمند کسب‌و‌کار و یکپارچه‌سازی فرایندها، کارشناس ارشد تست و تضمین کیفیت نرم افزار، متخصص طراحی و پیاده سازی محیط کار دیجیتال

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

Site Footer